پایگاه اطلاع‌رسانی گروه صنعتی ایران خودرو

ایکوپرس

شناسه خبر: ۱۰۴۹۴ شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۹ تعداد بازدید: ۲۵۸۱ Print View

از آخن تا تهران با موتور

«شهاب بهبهانی» 53 ساله و «سیروس شیرمردی» 50 ساله هر دو ایرانی هستند و سال هاست در شهر آخن آلمان زندگی می کنند. آن ها شهریور امسال نام خود را به عنوان نخستین ایرانی هایی که از اروپا با موتور به ایران آمدند در تاریخ جهان‌گردی کشور ثبت کردند

از آخن تا تهران با موتور

مرجان حاجی رحیمی

در خیابان همه بهشان نگاه می کنند، برخی تعجب می کنند و عده ای می خواهند با موتورهایشان عکس یادگاری بیندازند. تردد دو موتور 1000 و 850 سی سی در شهر برای ایرانی ها تعجب آور است حتی آن قدر حضورشان در خیابان های تهران غیرعادی بود که یک روز یکی از موتور سواران پیست موتورسواری آبعلی دنبال‌شان کرد و ازشان خواست یک جمعه در این پیست حاضر شوند. به هر حال کمی که دقت می کنید متوجه می شوید، پلاک این موتورها آلمانی است و سواران‌شان جهان‌گرد هستند و به همین دلیل خیلی ها با آن ها انگلیسی صحبت می کنند غافل از این که «شهاب بهبهانی» 53 ساله و «سیروس شیرمردی» 50 ساله  هر دو ایرانی هستند و سال هاست در شهر آخن آلمان زندگی می کنند. آن ها شهریور امسال نام خود را به عنوان نخستین ایرانی هایی که از اروپا با موتور به ایران آمدند در تاریخ جهان‌گردی کشور ثبت کردند و حالا آرزو دارند که بتوانند به اتفاق گروه های آلمانی به ایران سفر کنند. سفر آن ها از آخن آلمان تا تهران به طور کل 11 روز طول کشید و در این مدت پنج هزارو550 کیلومتر راندند. کل رفت و برگشت‌شان هم با موتور 12 هزار کیلومتر می شود. داستان آن ها از این که چطور تصمیم گرفتند با موتور به ایران سفر کنند و در طول این مسیر با چه مسائلی روبه رو شدند شنیدنی است.

چه شد که تصمیم گرفتید با موتور به ایران سفر کنید؟

بهبهانی: ما هر دو سال هاست که موتور سواریم و تورهای اروپایی با موتور زیاد رفته ایم. برای مثال من در تور مایوکا شرکت کردم که از آلمان به سوییس، اسپانیا و بعد جزیره مایوکا رفتیم. به همین دلیل همیشه دوست داشتم با موتور به ایران هم سفر کنم و دو سالی می شد که این فکر بیش‌تر مرا درگیر کرده بود تا این که یک روز که به تعمیرگاه رفته بودم، صاحب تعمیرگاه سیروس را به من معرفی کرد و گفت که او هم موتور سوار است. با سیروس تماس گرفتم و تصمیمی را که گرفته بودم با او در میان گذاشتم و او هم قبول کرد که در این سفر همراهم شود.

شیرمردی: من پیش از این که شهاب با من تماس بگیرد می خواستم برای تابستان با هواپیما به ایران بیایم که وقتی او پیشنهادش را مطرح کرد علاقه مند شدم و پذیرفتم چون من هم مثل شهاب تجربه اروپاگردی را با موتور داشتم و این بار تصمیم گرفتم این تجربه را در ایران هم داشته باشم.

در طول مسیرتان از آلمان تا ایران از چه کشورهایی عبور کردید؟

بهبهانی: اتریش، مجارستان، یوگسلاوی، کرواسی، صربستان، بلغارستان، ترکیه و ایران. ما از مرز بازرگان وارد ایران شدیم و دو روز طول کشید تا به تهران رسیدیم. از همین مرز هم از ایران خارج خواهیم شد ولی مسیر برگشت‌مان را ممکن است عوض کنیم و یا این که بیش‌تر در کشورها بمانیم و از جاهای دیدنی آن ها بازدید کنیم چون دیگر این مسیر را بلدیم، می دانیم هتل ها و پمپ بنزین ها و امکانات گردشگری اش کجاست.هدف اصلی ما در این سفر رسیدن از آخن به تهران بود.

شیرمردی: در طول این مسیر تنها شهری هم که ما مجبور شدیم در چادر بخوابیم مرند بود.چون خیلی خسته بودیم و دیگر نمی توانستیم برانیم و تا تبریز برویم و مجبور شدیم در مرند بمانیم. در این شهر هتل وجود نداشت و ما شب در چادر خوابیدیم.

در کدام کشور بنزین از همه جا گران تر بود؟

شیرمردی: در ترکیه که هر لیتر حدود چهار هزار تومان بود.

روزی چند کیلومتر می رفتید؟

شیرمردی:به طور متوسط روزی 500 کیلومتر که بین هشت تا 10 ساعت طول می کشید. البته این طور نبود که ما یک‌سره و بی وقفه رانندگی کنیم بلکه هر وقت خسته می شدیم در مجتمع های بین راهی و پمپ بنزین ها استراحت می کردیم.

قبلا هیچ ایرانی با موتور به ایران سفر نکرده بود، فکر می کنید به خاطر هزینه اش بوده یا علت دیگری داشته است؟

بهبهانی: فکر می کنم ایرانی های ماجراجو کم پیدا می شوند. چون خیلی سفرهای گران تر از این را ایرانی ها می روند ولی آن ها سفرهای راحتی هستند. برای ما این سفر حدود 2500 یورو خرج داشت.

شیرمردی: البته برای من یک 1500 یوروی دیگر را هم باید اضافه کرد چون سه هفته مرخصی بدون حقوق گرفتم. ولی با شرکت BMW مذاکره کردم و قرار شده عکس ها و فیلم هایمان را بعد از سفر در اختیارشان قرار دهیم تا شاید برای سفرهای بعدی مان اسپانسر شوند.

با توجه به این که طبق قوانین داخلی ایران تردد موتورهای سنگین ممنوع است، وقتی به ایران رسیدید با مشکل خاصی روبه رو نشدید؟

بهبهانی: من و سیروس هر دو عضو انجمن بین المللی ADAC هستیم که یک کلوپ اتومبیل رانی و موتورسواری معتبر در اروپاست. آن ها به ما مجوز تردد دادند و کانون اتومبیل رانی و گردشگری ایران هم که عضو انجمن بین المللی است مجوز ADAC را قبول دارد. تنها مشکل ما این بود که هنوز مردم و نیروی انتظامی با ترانزیت آشنا نشدند و آن را نمی شناسند. حتی در لواسان موتور مرا دو روز خواباندند. اگر این مشکل رفع شود می توان جهان‌گردان خارجی زیادی را که دوست دارند با موتور مسافرت کنند به ایران هدایت کرد. ایران جاذبه‌های دیدنی زیادی دارد که می تواند گردشگران را به خود جذب کند. البته باید گفت که پلیس راهنمایی و رانندگی به خوبی ترانزیت را می شناسد و برای ما هیچ مشکلی به وجود نیاوردند. حتی در جاده های ایران با وجود آن که تردد موتوسیکلت ممنوع است به ما توصیه کردند که از خط یک و با احتیاط برانیم.

وقتی به ایران رسیدید، غیر از تهران به کجا رفتید؟

شیرمردی: یکی از دوستان‌مان لطف کرد و ویلایش در محمودآباد را به ما داد و ما از جاده هراز با موتور به محمود آباد و ساری و چند شهر دیگر رفتیم. خیلی خوب بود و جاده ها واقعا زیبا بودند؛ لذت بردیم. ضمن این که برای مردم، دیدن ما جالب بود. بعضی ها فکر می کردند ما خارجی هستیم و برخی هم می خواستند که با موتورهایمان و یا خودمان عکس یادگاری بیندازند. تقریبا همه تعجب می کردند. آن هایی هم که سوال نمی کردند می شد به راحتی علامت سوال را در چشمان‌شان دید.

بهبهانی: البته به خاطر ترافیک تهران ما از تهران‌گردی محروم شدیم. خیلی دلم می خواست بیش‌تر می توانستیم با موتور در ایران بگردیم.

در این مدت اتفاق خاصی هم برایتان افتاد که در ذهن‌تان مانده باشد؟

بهبهانی (با خنده): سیروس با یک نیسان آبی تصادف کرد. به محض این که وارد ایران شدیم به او گفتم مراقب نیسان های آبی باشد.

شیرمردی: تصادف آن چنان سنگینی هم نبود. در میدان بابلسر یک نیسان آبی بدون رعایت حق تقدم به چمدانی  زد که به موتور وصل است اما چون خسارت زیاد سنگین نبود معطل پلیس هم نشدم و بخشیدمش. ولی واقعا نیسان های آبی بد رانندگی می کنند. یک خاطره دیگر هم هست و آن این است که روز دوم حرکت‌مان در اتریش بودیم که وسط راه بنزین موتور من تمام شد و زیر باران از موتور شهاب بنزین کشیدیم.

برای موتور سواری طولانی باید بدنی آماده داشت درست است؟

شیرمردی: دقیقا همین طور است. این طور نیست که امروز تصمیم بگیری تور جهان‌گردی با موتور بروی و فردا این کار را انجام دهی. من در آخن مربی والیبال هستم و شهاب هم هفته ای 10 ساعت دوچرخه سواری در کوهستان می کند. موتورسواری خستگی لذت آوری دارد؛ مثل کوه‌نوردی و ما هر دو عاشق موتورسواری هستیم.

زیباترین جاده ای که دیده اید کجا بود؟

بهبهانی: زیباترین جاده، مسیر یوگسلاوی-اتریش است که همه اش سرسبز است و موتورسواران اروپایی بیش‌تر در این جاده می رانند چون واقعا زیباست. در ایران هم جاده های شمال واقعا قشنگ هستند.

در طول سفرتان مشکل زبان نداشتید؟

شیرمردی: خب با آلمانی و انگلیسی تا حد ممکن کارمان راه می افتاد. ضمن این که یک کتاب هایی هم داریم که تصویری و بدون کلام هستند و هرجا کارمان خیلی گیر می کرد از آن استفاده می کردیم. در ترکیه هم مردم فقط ترکی بلد بودند ولی تا حدی فارسی می توانست کمک‌مان کند؛ مثلا کباب کلمه ای بود که آن ها هم متوجه می شدند و نیاز ما هم برای گرسنگی رفع می شد.

برنامه شما برای سفرهای آینده چیست؟

بهبهانی:من و سیروس هر دو تصمیم داریم تا آخر عمر همه دنیا را با موتور بچرخیم. من دو سال دیگر می خواهم از قطب شمال شروع کنم و به آفریقا بروم. شروع موتورسواری از نروژ و قطب شمال یک مسیر جا افتاده و بین المللی برای موتورسواران حرفه ای است.

شیرمردی: باید گفت که ما قصد نداریم در یک سفر، دور دنیا را بگردیم بلکه سفرمان را تقسیم بندی می کنیم و در هر سفر تعدادی از کشورها را می رویم تا به مرور سفر به کل دنیا با موتور در کارنامه مان قرار گیرد.