پایگاه اطلاع‌رسانی گروه صنعتی ایران خودرو

ایکوپرس

شناسه خبر: ۹۶۱۲ چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۰ تعداد بازدید: ۱۴۸۶ Print View

گفت و گو با مهرداد توکل و علی نجفی

پلیس الکترونیک

پلیس الکترونیک

احمد عبدداودی                                                                         

داستان از آن جا آغاز شد که روزی دو جوان کنجکاو بدجوری کلافه شدند! آنان  داشتند می رفتند مسافرت. توی جاده پلیس راه،  اتوبوس  را متوقف کرد. راننده ملزم بود کارتی را که در اتوبوس تعبیه شده بود و میزان سرعت راننده را ثبت می کرد ارائه کند. تخلف راننده همه مسافران را سفیل و سرگردان کرده بود. ساعت ها معطلی در میان دشت، اتفاق کلافه کننده ای بود که می توانست برای آن دو جوان آغاز یک راه نو باشد. این اتفاق باعث شد که به تحقیق و بررسی بپردازند تا برای کنترل هوشمند رانندگان بدون اتلاف وقت و ثبت تخلفات و برخورد همزمان با متخلفان طرحی نو دراندازند. خلاقیت  آن دو در سال 88 به ثمر نشست و مردم برای نخستین بار شاهد دستگاه عجیبی بودند که می توانست نقش یک پلیس راه مقتدر را بازی کند. این دستگاه در چند قسمت طراحی شده بود. نیمه نخست « سیستم هوشمند تشخیص و کنترل وضعیت کمربند ایمنی و نظارت بر محدوده سبقت ممنوع» و نیمه دوم یا طرح نهایی « پلیس الکترونیک و هوشمند » که از چندین بخش تشکیل شده  بود. طراحان جوان این طرح می گویند: « این طرح تمامی مراحل طراحی و ثبت خود را به پایان رسانده و در ماه های آینده شاهد رونمایی آن در نمایشگاه تخصصی پلیس خواهیم بود.»

□□□

برای آشنایی کامل  با این نوآوری و طراحان آن با مهرداد توکل قرار دیدار در رواق هنر گذاشتیم و جالب آن که دوست او علی نجفی درویش بقال، نیز وقتی نتوانست سر قرار حاضر شود به صورت اینترنتی به ما ملحق شد. توکل متولد 1365 و دانشجوی کارشناسی الکترونیک  دانشگاه آزاد تهران مرکز است و نجفی متولد 1364 و دارای فوق دیپلم الکترونیک از دانشگاه آزاد واحد شهرری که در حال حاضر در رشته مهندسی IT  تحصیل می کند. آنان طی این سال ها در چند مسابقه رباتیک و همچنین الکترونیک مقام های اول تا سوم را کسب کرده اند. مهرداد عضو بنیاد ملی نخبگان، باشگاه پژوهشگران جوان، انجمن  مخترعین ایران و کانون مخترعین ایران است و  سه اختراع در زمینه برق و الکترونیک دارد و طرحش از سوی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان برگزیده شده و اعتبار پژوهشی نیز دریافت کرده و در جشنواره ملی نوآوری و شکوفایی حایز رتبه سوم شده است .

علی این طرح را سرآغاز تحقق « پلیس الکترونیک و هوشمند» در ایران می داند و مهرداد توضیح می دهد که : « این سیستم شامل یک گیرنده و فرستنده است که گیرنده در خودروی مربوطه نصب می شود و فرستنده روی تابلوی راهنمایی و رانندگی موردنظر قرارمی گیرد. در فرستنده کد مربوط به محدوده سبقت ممنوع توسط میکرو کنترولر AVR  ساخته شده و توسط فرستنده ارسال می شود. در گیرنده که شامل یک صفحه نمایش و همچنین آلارم است، در ابتدا وضعیت کمربند ایمنی توسط حسگر مربوطه کنترل شده و درصورت عدم استفاده از کمربند، پیغام مربوط به بستن کمربند نمایش داده می شود و دستگاه شروع به آلارم زدن می کند و خودرو به هیچ عنوان روشن نمی شود تا زمانی که حسگر  اطمینان یابد راننده کمربند خود را بسته است . پس از این مرحله، دستگاه ورودی گیرنده را بررسی می کند و درصورت دریافت کد مربوطه از فرستنده، تشخیص می دهد که وارد محدوده سبقت ممنوع شده است وبرای مطلع کردن راننده از این وضعیت، پیام « سبقت ممنوع »را نمایش می دهد و آلارم  دستگاه فعال می شود.  درنهایت در شرایط معمولی هنگام استفاده از کمربند ایمنی و وارد نشدن به محدوده سبقت  ممنوع، آلارم دستگاه قطع شده و برروی صفحه نمایش، پیام « وضعیت عادی»  نمایش داده می شود . علی می گوید: « در فاز دوم پروژه، تخلفات اعم از حرکت در محدوده زوج و فرد، طرح ترافیک، سرعت غیرمجاز، ورود ممنوع، عدم توجه به چراغ راهنمایی و... ثبت می شود.» از او می پرسم: طرح دوم را که کامل کننده طرح نخست بود، به چه علت  پلیس الکترونیک  نامیدید؟ پاسخ می دهد: « به دلیل این که این طرح دقیقا همچون پلیس بر اجرای درست  قوانین و برخورد با تخلف تاکید دارد.» مهرداد نیز خبر می دهد که این فاز در حال اتمام است.

□□□

صدای استکان های کمرباریکی که چای خوش رنگ و طعمی را به آدم ها تعارف می کنند، میان گفت وگوی ما می دود. ایده اولیه این طرح در سال 85 به ذهن شان خطور کرده است. مهرداد  چوب نبات را داخل استکان چایش می چرخاند و می گوید: « مهم ترین هدف طرح ایجاد نظم و انضباط در عبور ومرور و کاهش ترافیک است و دو قسمت دارد: کنترل قوانین ومقررات راهنمایی و رانندگی وثبت تخلفات آن به صورت الکترونیکی و کنترل قسمت های مختلف خودرو.» مهرداد با شور و اشتیاق تماشایی حرف می زند. او سعی دارد هر دو قسمت طرح را با حوصله و دقت برایمان توضیح دهد: « در قسمت کنترل قوانین ومقررات راهنمایی و رانندگی برای هر تابلو و قانون یک کد در نظر گرفته شده است. در داخل خودرو نیز سیستمی تعبیه شده که با توجه به دریافت کد تشخیص می دهد که الان باید فلان مورد از سوی راننده رعایت  شود (مثلا حداکثر سرعت 80  کیلومتر است ویا این که محدوده سبقت ممنوع است و...) این سیستم کنترل می کند که آیا اصول رانندگی توسط راننده رعایت می شود؟ و در صورت عدم رعایت، تخلف مربوطه را همراه زمان ارتکاب، ثبت می کند البته در برخی موارد در صورت عدم رعایت قانون مربوطه، « سیستم » اعمال قانون کرده ومثلا سرعت خودرو را محدود می کند.» او در حالی که جرعه دیگری از چایش را سر می کشد اضافه می کند: « در قسمت کنترل خودرو با توجه به سنسورهای نصب شده بر روی خودرو وجعبه کنترل الکترونیکی (ECU) ودیگر سنسورهایی که به آن اضافه می شود، قسمت های مختلف خودرو کنترل می شو؛ از جمله سیستم تهویه، سیستم کنترل سرعت، سیستم کنترل میزان سوخت و مایعات دیگر خودرو (آب ، روغن موتور و روغن ترمز و...)»  مهرداد نحوه عملکرد این سیستم را کامل می کند: « درنهایت با خروجی در نظر گرفته شده در سیستم، در مرکز پلیس راه با توجه به دستگاه تخلف خوان، به تخلفات مربوطه رسیدگی شده و اعمال قانون می شود. این سیستم با حداقل هزینه قابل پیاده سازی است، به طوری که گیرنده مربوطه که در هر خودرو نصب می شود با هزینه ای در حدود 15 هزار تومان و فرستنده های مربوط  به هر تابلوی مهم و تاثیر گذار (از جمله سبقت ممنوع ، سرعت غیر مجاز و...) با هزینه ای در حدود پنج هزار تومان قابل پیاده سازی است.» نجفی می گوید: به عنوان نمونه عملی دستگاه، یک سیستم اولیه که وضعیت کمربند را بررسی می کند و همچنین بر رعایت محدوده سبقت ممنوع کنترل و نظارت دارد نیز ساخته شده که قابل ارائه است.

                                                                           □□□

 وقتی طرح در سال 88 در نمایشگاه نوآوری و اختراعات ارائه شد، مسوولان از آن استقبال کردند و حتی قول هایی نیز دادند و برای تکمیل طرح راهنمایی هایی هم کردند. در حال حاضرآنان نمونه اولیه را ساخته اند و معتقدند، وزارت راه و ترابری و سازمان حمل و نقل و ترافیک و از همه مهم تر خود پلیس مناسب ترین ارگان ها و سازمان هایی هستند که می توانند این طرح را پشتیبانی کنند و متولی اجرای آن باشند. علی و مهرداد با دانشگاه ها نیز در ارتباطند و حتی یک گروه برای ساخت خودروی هیبریدی  تشکیل داده اند و با یک خودروساز نیز مذاکراتی در خصوص حمایت از پروژه انجام شده و قول مساعدت هم گرفته اند. وقتی از آنان در باره چگونگی حمایت نهادهای مسوول می پرسم، مهرداد گله می کند و می گوید: با وجود آن که قوانینی در این خصوص وضع شده اما در اجرای آن متاسفانه در بعضی موارد کوتاهی شده که این امر هم باعث دلسردی نخبگان می شود. حرف آخر مهرداد یک پیشنهاد شنیدنی است: « جوانان مبتکر و مخترع را که به سن سربازی رسیده اند در مراکزی که مرتبط با نوآوری شان است جذب کنند، مطمئنا تایج خوبی از آن عاید خواهد شد. » علی نیز دست آخر جمله ماندگاری را هدیه می کند:« نباید از موانع و تغییرات ترسید، موفقیت در آن سوی تلاش و ریسک است. »

□□□

 طنین اذان موذن زاده در رواق هنرپیچیده بود.  دنیا گویی در میان  کاشی های  آبی رنگ غرق شده بود. لحظه آخر، گرمای دست های مهرداد و ما ذره ای از انرژی های مثبتی بود که در گوشه و کنار این رواق موج می زد. کنار سروهای بلند خیابان ولی عصر ( عج ) قدم می زدیم . قرص ماه داشت وسط آسمان می رسید و ما مثل همه مردم ایمان آوردیم که زیر آسمان، هیچ رازی نیست که کلید گشودن آن از تیر رس ذهن زیبای جوانان خلاق ایرانی مخفی بماند.