پایگاه اطلاع‌رسانی گروه صنعتی ایران خودرو

ایکوپرس

شناسه خبر: ۱۱۵۶۴ یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۸:۵۱ تعداد بازدید: ۱۲۷۹ Print View

آلودگی صوتی، تجاوز به آرامش و سلامت دیگران

وقتی جامعه سرسام می‌گیرد

وقتی جامعه سرسام می‌گیرد

حسین عسگری

یکی از مسایلی که معمولا در کشورهای در حال توسعه مورد غفلت قرار می‌گیرد، موضوع آلودگی صوتی به ویژه در شهرهای بزرگ است. اصولا در این دسته از کشورها از جمله کشور ما مشکلات شهری بر اساس اولویت دسته بندی شده و رفع آن‌ها از مشکلات حادتر شروع می‌شود. مثلا موضوع آلودگی هوا از مسایلی بود که در سال‌های اخیر به دلیل اثرات زیان‌بار مستقیمی که بر شهروندان می‌گذاشت و هزینه‌های گزافی که بر بخش درمان تحمیل می‌کرد مورد توجه جدی مسوولان قرار گرفت و گرچه هنوز حل نشده و باز هم ادامه دارد، اما در آن مقطع تا حدودی از ابعاد مساله کاسته شد.

اولویت‌های بعدی در بخش آلودگی‌ها، به ترتیب آلودگی صوتی و آلودگی بصری است. فعلا با اوضاع و احوال موجود امید چندانی به رسیدگی به معضل آلودگی بصری و نمای آشفته ساختمان‌‌ها، خیابان‌ها و اماکن عمومی نیست، اما در بخش آلودگی صوتی واقعا اوضاع در مرحله هشدار است. برای مقایسه سری به پایتخت‌های کشورهای دیگر بزنید و ببینید که تفاوت چقدر است و در شهرهای بزرگ کشور به ویژه تهران تا چه حد به این موضوع مهم که ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان مردم دارد بی‌توجهی می‌شود. گذشته از مرکز شهر که مشکلات صوتی آن فراتر از گفتار و بیان است، در مناطق مسکونی هم که تراکم وسایل نقلیه کم‌تر از مناطق مرکزی است زندگی کردن واقعا اعصاب می‌طلبد، مخصوصا اگر منزل شما بر خیابان اصلی باشد.

انواع آلودگی محیطی از عوامل اصلی بیماری‌های جسمی و روانی در افراد جامعه است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد، آلودگی صوتی می‌تواند در ایجاد و تشدید بیماری‌ها و اختلالات روانی نقش داشته باشد. عصبانیت، کاهش آستانه تحمل، تپش قلب، افزایش فشار خون و افزایش سطح هورمون‌هایی مثل کورتیزول و آدرِنالین، از علایم و عوارض اولیه آلودگی صوتی در شهرهاست که ممکن است فرد را به مراحل خطرناک‌تر جسمی و روحی هم برساند که هزینه‌های مادی و غیرمادی آن بر هیچ‌کس پوشیده نیست.

اصلی ترین عامل آلودگی صوتی در تهران، وسایل نقلیه شامل خودروهای سبک و سنگین و به طور ویژه، موتوسیکلت‌ها هستند. موتوسیلکت‌ها که در سنوات اخیر به لطف و کوشش چشم بادامی‌های چینی به تعداد بسیار بالا و کیفیت پایین در کشورمان تولید می‌شود، اغلب اگزوزهای غیراستاندارد دارند و در هنگام شتاب‌گیری صدای ناهنجاری تولید می‌کنند که فقط راکب موتوسیکلت از آن لذت می‌برد و سایر مردم ناچارند آن‌را تحمل کنند. این را اضافه کنید به افزایش بی‌رویه راکبان کم سن و سال که میانگین سنی آن‌ها به زحمت به 14 سال می‌رسد و هیچ کدام هم گواهی‌نامه رانندگی ندارند و بعد ببینید که اوضاع چه‌طور خواهد شد. باز هم اضافه کنید عدم رعایت مقررات را توسط این افراد: می‌خواهید از عرض یک خیابان یک‌طرفه رد شوید؛ نگاهی به خیابان می‌اندازید و تصمیم می‌گیرید حرکت کنید که ناگهان از طرف مخالف یک موتوسیکلت با سرعت زیاد از مقابل صورت‌تان رد می‌شود و تازه بوقی هم می‌زند تا شگفتی و هیجان‌تان را کامل کند! یا در پیاده رو با فرزندتان در حال قدم زدن هستید و می‌بینید که یکی از همین راکبان موتوسیکلت برای فرار از ترافیک لابه لای آدم‌ها ویراژ می‌دهد و اصلا توجهی هم به این ندارد که در حال تجاوز به حقوق دیگران است. هر چند این‌ها مصادیقی از تخلفات راهنمایی هستند، اما در حقیقت مکمل‌هایی برای موضوع آلودگی صوتی اند و در افزایش آن هم بی‌تاثیر نیستند.

عامل دیگری که سهم بسزایی در افزایش آلودگی صوتی شهرهای بزرگ دارد، هواپیماهاست. با این که طبق مقررات بین‌المللی، فرودگاه‌ها باید چند ده کیلومتر از حریم شهرها فاصله داشته باشند، متاسفانه شاهد هستیم که برخی از فرودگاه‌های کشور بسیار به شهر نزدیک بوده و حتی در داخل آن قرار دارند که همین موضوع سبب انتشار صدا و دود ناشی از نشست و برخاست هواپیما در مناطق مجاور فرودگاه می‌شود.

فروشندگان و خریداران دوره‌گرد که از بلندگوهای معروف به بوقی برای معرفی خود استفاده می‌کنند، یکی از سلب‌کنندگان آسایش مردم به ویژه در مناطق مسکونی و در ساعات خلوت هستند. بلندگوی ناهنجار و گوش‌خراش این صنف را هر کسی در هر محله‌ای می‌شنود، آن هم دقیقا در مواقع استراحت بین روز و در کوچه‌های آرام؛ ظاهرا هیچ نهاد و سازمانی تاکنون نتوانسته از پس این نوع آلودگی صوتی برآید و ذره‌ای آن‌را محدود کند. شاید در آینده و با تغییر سبک زندگی و اقتصاد جامعه، کم‌کم این نوع آزار دیگران از شهرها رخت بربندد.

پس از صدای هواپیما و نیز غرش اگزوز که محدود به موتوسیکلت نیست و خودروهای دیگر به ویژه سنگین‌ها را هم شامل می‌شود، عامل صوتی آلوده کننده محیط، بوق وسایل نقلیه است. پشت فرمان نشسته اید و ناگهان صدای بوق کامیونی شما را از جا می‌پراند، اما هرچه در آیینه نگاه می‌کنید کامیونی در کار نیست بلکه صدا مربوط به بوق یک موتوسیکلت یا حتی دوچرخه بوده است! یک نمونه از این موضوع این که بوق کامیون‌ها را که شناخته‌شده‌ترین آن‌ها بوق معروف به بوق بنزی یا 11-10 است و قبلا در آلمان برای کامیون‌ها آن هم در جاده‌های خارج از شهر استفاده می‌شده روی خودروهای سواری – به خصوص پیکان– هم نصب می‌کنند. معمولا کسانی که از این بوق‌ها استفاده می‌کنند، گذشته از این که سعی می‌کنند نقایص وسیله نقلیه خود را در مقابل دیگران، با این «بوق» جبران کنند، خود را در رانندگی خیلی ماهر و متبحر می‌دانند و معتقدند بعضی‌ها با نحوه رانندگی شان حوصله آدم را سر می‌برند، بنابراین برای ادب‌کردن و احیانا ترساندن‌شان، استفاده از این بوق‌ها لازم است!

در زیر به چند نمونه از کاربردهای غیراستاندارد بوق در کشورمان که از عوامل افزایش سطح آلودگی صوتی در شهرهاست، می‌پردازیم.

 سلام و خداحافظی: کم‌تر کسی را پیدا می‌کنید که پشت فرمان باشد و بدون استفاده از بوق با دوستان و همسایگان سلام علیک کند. البته استفاده از بوق مختص سلام دادن نیست و در موقع خداحافظی هم استفاده از این وسیله در کشور ما و برخی از کشورهای در حال توسعه از واجبات محسوب می‌شود. اگر در هنگام دیدن کسی ویا جدا شدن از او برایش بوق نزنیم احتمال دارد که آزرده‌‌خاطر شده و برایش سوال ایجاد شود که چرا طرف، ما را به اصطلاح تحویل نگرفت!

 متوجه کردن یا بیدار کردن دیگران: از بوق برای متوجه ساختن دیگران هم استفاده می‌شود؛ مثلا راننده ای پشت چراغ قرمز خوابش برده است، در این مورد ظاهرا وظیفه راننده پشت سری است که با استفاده از بوق، وی را بیدار کند. حتی اگر راننده جلویی خوابش نبرده باشد بهتر است رانندگان پشتی قبل از صفر شدن تایمر چراغ راهنمایی، روشن‌شدن قریب الوقوع چراغ سبز را به رانندگان صف مقدم یادآور شوند. به علاوه، از این وسیله ساده و کارآمد، برای تذکر بازماندن درهای خودرو به سرنشینان خودروی مجاور هم استفاده می‌شود.

 صدا زدن دیگران: استفاده از بوق‌های کوتاه و مکرر برای صدا کردن کسی که داخل خانه یا محل کار است و راننده محترم منتظرش است. البته راه‌های دیگری همچون مراجعه حضوری و استفاده از تلفن همراه هم برای این کار وجود دارد اما همه این کارها چون مستلزم صرف مقداری انرژی یا هزینه است، طالب ندارد، در حالی که بوق زدن به زعم برخی افراد، هیچ هزینه ای نخواهد داشت. بوق برای صدا کردن روزنامه‌فروش و دوره‌گرد هم کاربرد فراوانی دارد و استفاده از آن را نمی‌توان به خویشان و دوستان محدود کرد.

 اعتراض کردن: بخش بزرگی از بوق‌هایی که در طول روز در شهر می‌شنویم، در واقع ندای اعتراض رانندگان است و معمولا در مورد رانندگانی استفاده می‌شود که به قصد سوار و پیاده کردن مسافر، هر طور که می‌خواهند رانندگی می‌کنند، تغییر مسیر ناگهانی می‌دهند و هرجا که دل‌شان بخواهد خودرو را متوقف می‌کنند. گاهی اعتراض کردن با استفاده از بوق در مواردی انجام می‌شود که یک راننده پشت چراغ قرمز، خدای نکرده فقط یک ثانیه در شروع به حرکت تاخیر داشته باشد یا در مقابل یک عابر پیاده که مشغول گذر از خط مخصوص به خود است توقف کرده باشد. موارد خاص اعتراض با بوق هم زیاد است، مثل اعتراض یک مسافربر شخصی به همکارش که توانسته زودتر از او مسافر را شکار کند، یا اعتراض دسته‌جمعی به مامور راهنمایی رانندگی که زمان چراغ قرمز را عمدا طولانی کرده است.

شادی کردن: مثال محرز این بخش، مراسم جشن و عروسی است. طبق یک سنت نه چندان دیرینه، رسم است که همراهان عروس و داماد پس از صرف شام، ضمن استفاده از بوق به مقدار کافی، زوج جدید را با خودرو مشایعت کرده و همگان را از این رخ‌داد میمون مطلع می‌کنند؛ مثال خاص برای این بخش هم برخی از جشن‌های مردمی نظیر جشن پیروزی تیم‌های فوتبال در مسابقات جهانی است که معمولا با اهتزاز برف پاک کن همراه می‌شود. شاید تنها حالت مثبت آلودگی صوتی که خیلی هم انسان را آزار نمی‌دهد، همین استفاده از بوق در شادی‌هاست که البته در این مورد هم مراعات حال دیگران به خصوص در ساعات پایانی شب و فضاهای بسته، مانند همیشه ضروری است.

مشکلات ناشی از آلودگی صوتی به هیچ وجه در این مجال کوتاه نمی گنجد و ظاهرا پایانی هم ندارد. امیدواریم مسوولان محترم از جمله پلیس راهور، شهرداری‌ها، سازمان استاندارد و سازمان محیط زیست، راه‌کار قطعی و قانونی برای برخورد قاطع با کسانی که تندرستی دیگران را به سخره می‌گیرند پیدا کنند و آرامش را به شهرهای کشورمان بازگردانند.