پایگاه اطلاع‌رسانی گروه صنعتی ایران خودرو

ایکوپرس

شناسه خبر: ۹۸۵۶ دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹ - ۹:۵۸ تعداد بازدید: ۱۵۱۱ Print View

در نشستی با نعمت بخش، دبیر انجمن خودروسازان

خودروهای دیزلی با کدام سوخت؟

به اعتقاد بنده تا زمانی که سوخت ما درست نشده نباید سواری های دیزلی را وارد کنیم چون اگر بخواهیم این سوخت غیر استاندارد را داخلش بریزیم موتورماشین آسیب می بیند و جزء آلاینده ها می شود. بهتر بود اول اجازه می دادند که این سوخت استاندارد مناسب تهیه شود و بعد اجازه واردات را می دادند.

خودروهای دیزلی با کدام سوخت؟

لیلی کریمی تبار

راننده آژانس سر چهار راه جهان کودک نبش 25 گاندی نگه می دارد؛ ساختمان 29 واحد پنج E  جایی بود که با دبیر انجمن خودروسازان قرار داشتم. صدایم را که می شنود با لهجه اصفهانی تعارف می کند: «بفرمایید!»

از صراحت لهجه اش می شد حدس زد بدون حاشیه روی به پرسش ها پاسخ خواهد داد. اتاقش جمع و جور و مرتب بود؛ با پنجره ای رو به خیابان اما کاملا بسته. غبار سنگین و مه آلودی از پنجره اش به داخل سرک می کشید. هنوز روی صندلی جا خوش نکرده بودم که مردی با چند لیوان چایی خوش رنگ وارد شد. با یک قلوپ گلویم را صاف کردم. وقتی داشتم ضبط را روی میزش قرار می دادم، پرسیدم: فکر می کنید به چه خاطری امروز در خدمت شما هستم؟ نگاه معناداری کرد؛ گویی که می خواست بگوید این دیگر چه جور خبرنگاری‌ست؟! اما به نظر می رسید کار کشته تر از آنی باشد که در پاسخ بماند. نگاهش را به سمتم  می چرخاند و می گوید:« والا چی بگم سرکاره خانم، لابد در مورد آلودگی هواس!»

:« می خواهم در مورد صنعت خودرو و چند موضوع دیگر بپرسم.»

سکوتش چراغ سبز ورودمان به بحث بود؛ ضبط روشن می شود...

□□□

احمد نعمت بخش برای این که مرا از موضع انجمن در مورد خرید کامیون های دست دوم مطلع کند خطاب به منشی اش می گوید:‌« خانم! اون نامه منو آقای نجفی منش رو بیارین لطفا.» خانم منشی مشغول پیدا کردن نامه می شود. برای این که منشی به زحمت نیفتد و از سوی دیگر بداند پر و پیمان به آن جا رفته ام، می گویم:« روی سایت های خبری آن را خوانده ام.» وقتی جمله را شنید، شروع کرد از ب بسم الله تا تای تمت یک نفس موضوع بحث را تشریح کرد.

ازتعرفه خودروها  سخن می گوید و به قانون تجمیع عوارض می رسد:« قبلا عوارض گمرکی را گمرک می گرفت و عوارض بازرگانی را دولت و بدین ترتیب در کار دولت مداخله می شد.» بعد نتیجه می گیرد: «با مطرح شدن موضوع کاهش عوارض گمرکی خودروهای وارداتی و پشت بند آن اعتراض هایی که صورت گرفت، این قانون عوض شد و اکنون هر دو را به دولت سپرده اند.»  

او با ابراز خرسندی از این که نماینده های مجلس پس از فرمایشات مقام معظم رهبری، در جهت مصالح مملکت تغییر رویه دادند و تعرفه گمرکی خودروهای وارداتی را ثابت نگه داشتند می گوید: « مع الوصف در مورد اجازه ورود کامیون های دست دوم در حیرتم!» و دلیل بهتش را این گونه توضیح می هد:«استدلال مان مشخص است. ما در داخل کشور شرکت حمل و نقل قوی و قدری نداریم، اکثرا خود مالکی هستند. راننده ها وامی را می گیرند و کامیونی را خریداری می کنند ولی در خارج از کشور، شرکت های  حمل و نقل  بزرگی وجود دارند که به صورت شیفتی، کامیون را در اختیار راننده قرار می دهند و به صورت سه شیفت از یک کامیون استفاده می کنند. در اروپا از این کامیون های سه سال کار کرده ، معادل 9 سال ایران کار می کشند زیرا می خواهند بیش ترین استفاده را از آن ها ببرند.»

این در حالی‌ست که شرکت های خودروساز داخلی  ظرفیت تولید 156 هزار دستگاه کامیون را دارند و تا 22 درصد از این ظرفیت استفاده می شود؛ یعنی چیزی معادل 34 هزار دستگاه و این بسیار کم تر از ظرفیت واقعی ست. همین مساله باعث تعجبش شده است و با ماشین حسابی که جلوی دستش قرار دارد پیوسته ضرب و تقسیم می کند. عدد 34 هزار دستگاه کامیون را که استخراج می کند ادامه می دهد: « شما فرض کن یک کامیون در اروپا با 24 ساعت کار سه شیفتی در شبانه روز حداقل هزار کیلومتر راه را می پیماید. این کامیون در یک ماه 30 هزار کیلومتر و در یک سال 360 هزار کیلومتر راه رفته است.» و همین جور اعداد و ارقام را درهم ضرب می کند و دست آخر خسته می شود و به پشتی صندلی اش تکیه می دهد و در حالی که  خود کارش را روی میز پرتاب می گذارد  ومی گوید: «‌ به هیچ وجه من الوجوه با عقل جور در نمی آید!» 

کمی کلافه به نظر می رسد؛ ابروهایش را درهم می کشد و با چهره ای بر افروخته ادامه می دهد: « ببینید! خودروهای دست دوم بالاخره اگر قابل بهره برداری بود که خودشان استفاده می کردند. وقتی آن ها می آیند ماشین دست دوم شان را به ما می فروشند؛ یعنی این ماشین برای آن ها اقتصادی نیست یا مصرفش بالا رفته یا آلایندگی آن بالاست و یا به تعمیرات نیاز دارد و گرنه آن ها که بی خودی ماشین شان را ارزان به ما نمی فروشند.» در این لحظه به یک خاطره، فلاش بک می زند: « از سفر حج بازگشته بودم. به محض برگشت با این مصوبه رو به رو شدم با  نجفی منش دست به کار شدیم و به نمایندگان مجلس نامه نوشتیم که از خیراین کار بگذرند اگر چه خیری نداشت!»

نفسی تازه می کند و با عبارت «ببین سر کاره خانم» ادامه می دهد:« ما به  نمایندگان گفتیم حیف است از این ظرفیت خالی استفاده نشود ضمن این که کامیون های دست دوم با آن کارکرد وقتی وارد کشور بشوند به تعمیرات و مصرف یدکی نیاز دارند و چون ساخت داخل هم ندارند و از سویی دیگر قطعات یدکی هم گران است بدو ن شک ما وابستگی پیدا می کنیم.»

خودروهای دیزلی می آیند

این روزها به دلیل هوای آلوده سرفه های شدید امانم را بریده و انگار صدایم از ته چاه بالا می آید، با این حال بریده بریده می پرسم: «با این هوای آلوده بی خودی نیست که نمایندگان مجلس تصمیم گرفته اند که قانون ممنوعیت ورود خودروهای دیزلی را لغو کنند.» او این بار خیلی خودمانی تر از قبل می گوید: «حرف شان کاملا بجا و متین؛ ولی راه حل آلودگی هوای تهران،‌ خریداری کامیون های فرسوده و از رده خارج شده کشورهای دیگر است؟! این قوز بالای قوز نیست؟ یک جایی این مصوبه را تصویب می کنند و جایی دیگر می آیند ورود خودروهای سواری دیزلی را آ‍زاد می کنند! با کدام سوخت؟»

 او معتقد است که سازمان محیط زیست بالاخره ساکت نخواهد نشست و سعی خواهد کرد در آیین نامه ورود کامیون های دست دوم یک محدودیتی ایجاد کند مثلا آن ها را از نظر خروجی اگزوز نیز تست می کند که آیا با استانداردهای بین المللی مطابقت می کند یا نه؟ نعمت بخش حسب تجریه یک پیش بینی هم کرد: « لابد ابتدا می گویند ماشین های سواری خط تهران- شمال و بعد جایگاه های سوخت مناسب را هم در این خط تعبیه می کنند تا این که نوبت به سایر نقاط کشور برسد.»                                                                         

طرف صحبت من کسی بود که بیش از 30 سال است با تمام چم و خم های صنعت خودرو سروکار دارد: «به اعتقاد بنده تا زمانی که سوخت ما درست نشده نباید سواری های دیزلی را وارد کنیم چون اگر بخواهیم این سوخت غیر استاندارد را داخلش بریزیم  موتورماشین آسیب می بیند و جزء آلاینده ها می شود. بهتر بود اول اجازه می دادند که این سوخت استاندارد مناسب تهیه شود و بعد اجازه واردات را می دادند. اگر سوخت ما استاندارد بشود ما از این خودروها دفاع می کنیم. سوخت دیزل سوختی‌ست که انرژی بالا و مصرف کم تری دارد. در کشور ما مقدمات فراهم نیست و این جا سازمان حفاظت محیط زیست باید کمک کند و وارد شود.»

چه کسی مقصر است؟

آلودگی این روزهای هوای تهران به حدی‌ست که همه همدیگر را مقصر می دانند. گاهی خودروسازان متهم ردیف اول می شوند و گاهی گناه را بر دوش سوخت مصرفی می اندازند و اگر این وسط کسی هم پیدا نشد به سراغ کارخانه های سیمان و غیره و ذلک می روند. در این که سوخت خودروها نا سالم است هیچ شکی نیست. این را نعمت بخش می گوید:« بیش تر کسانی که در امور مربوط به خودرو و سوخت هستند می دانند که متاسفانه سوخت ما استاندارد نیست؛ چه بنزین و چه گازوییل. به خصوص وضع گازوییل ما خیلی خراب تر است. گازوییلی که در داخل کشور تولید می شود بیش از هفت هزار پی پی ام سولفور دارد اگزوز کامیون ها و اتوبوس هایی که دود می کند به خاطر سولفور بالای گازوییل است.»

و داستان همیشگی

می دانستم که وقت کم است و بیش تر از این نمی شد وقت دبیر انجمن خودروسازان را بگیرم. جواب دو سوالم را گرفته بودم اما احساس کردم که او چیز دیگری را می خواهد بگوید. این را از نگاهش می توانستم بفهمم. قصه بالا نبودن تعرفه خودرو از موضوعات مورد علاقه نعمت بخش است که در هر محفلی با طرح آن در صدد برمی آید به هر نحوی ست، حقانیتش را اثبات کند: « بعضی ها فکر می کنند تعرفه خودرو خیلی بالاست. سال 82 تعرفه خودرو 167 بود و تعرفه قطعات 168؛ یعنی در سال 82 صد واحد اختلاف داشته اند. سال بعد تعرفه خودرو  147  و تعرفه سی کی دی (قطعات) 130 می شود و همین روند ادامه پیدا می کند. الان تعرفه سواری 90 است و تعرفه سی کی دی 64 است؛ یعنی اختلاف صد واحدی به اختلاف 26 واحد رسیده است.»

او به این توضیحات اکتفا نمی کند و با همان صراحت لهجه و تمثیل ادامه می دهد: «خوب است به تعرفه بقیه کالاها هم نگاهی بیندازیم! تعرفه کاشی 100 است و بالاتر از خودرو که 90 است. کاشی دارای یک تکنولوژی کاملا ساده ای‌ست که آب، خاک و لعاب را با هم قاطی می کنند، در صورتی که خودرو از هزاران قلم تشکیل شده و دارای پیچیدگی های خاص خودش است؛ یا مثلا کفشی که شما استفاده می کنید تعرفه آن 120 است.  تعرفه تمام پوشاک100 به بالاست.» بعد داده های نمودار را نشان داد که کالاهای مصرفی از عدد پایه 100 در سال 76( سال پایه) به  505  در سال 88 رسیده و در این مدت، خودرو از 100 به 130 رسیده است.  

  □□□

تقریبا خیلی از حرف ها زده شد؛ به همان نسبت برخی موضوعات هم هنوز تکلیفش روشن نیست. با این همه به این جمع بندی رسیدیم که :«تعرفه ها را نباید یک شبه عوض کنند. ما به وزارت صنایع گفته ایم که باید برای کلیه کالاها یک جدول زمانی تهیه شود که در پنج سال آینده وضعیت کالاها به ترتیب چند خواهد شد، تعرفه ها هم باید چشم انداز پنج ساله داشته باشند و حرکت دولت نیز در آن راستا باشد.»  از او تشکر می کنم، هم به خاطر این که وقتش را به من داده بود و هم این که در اولین فرصت قرار ملاقات را پذیرفته بود. شاید زمان دیگری  دوباره به سراغ او بروم و حرف های ناگفته دیگری را بشنوم.