ایکوپرس

ایکوپرس

شناسه خبر: ۱۰۷۵۴ سه‌شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۶ تعداد بازدید: ۱۴۰۸ Print View

سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر

پیکان1500در سودای سیمرغ!

ایده پردازی بهرام عظیمی در طراحی خودرویی که نوستالژیای ایرانی داشته باشد و در عین حال مدرن و پر هیبت جلوه کند، خلاقانه و توام با ذکاوتی ستودنی است.

پیکان1500در سودای سیمرغ!

نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش کنار ساحل می رفت. یک روز داشت قدم می زد که از دور یکی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از این که فردی در آن موقع برقصد لبخندی زد. بنابراین تندتر قدم زد تا به او برسد. وقتی که نزدیک تر شد دید که او مردی جوان است اما جوان نمی رقصد درعوض روی ساحل خم می شود و چیزی بر می دارد و خیلی آرام آن را به اقیانوس پرتاب می کند. هنگامی که مرد نویسنده به او نزدیک شد صدایش کرد.

- صبح بخیر!

مرد جوان درنگ کرد. به بالا نگریست و جواب داد :

ستاره دریایی به اقیانوس می اندازم.

چرا؟

خورشید بالا آمده و مد فرو می رود. اگر این کار را نکنم آن ها خواهند مرد!

-  اما جوان مگر نمی دانی که ساحل تا کیلومترها امتداد دارد و میلیون ها ستاره دریایی هستند. ممکن نیست که بر آن ها تاثیر بگذاری. 

مرد جوان مودبانه گوش کرد. خم شد ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را در پشت امواج شکننده در اقیانوس انداخت. بعد گفت:

- برای آن یکی که موثر بود!

پاسخش مرد نویسنده را متعجب کرد. او آشفته شده بود و نمی دانست چطور جواب بدهد. به کلبه اش بازگشت تا نوشته هایش را از سرگیرد. در تمام آن روزها تصویر آن مرد در ذهنش بود.

سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پا برجاماند.

دست آخر در اواخر بعد از ظهر متوجه شد او به ماهیت اصلی کار مرد جوان پی نبرده بود، زیرا مرد جوان تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زمان در زندگی نباشد. بلکه تصمیم گرفته بود در جهان منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید. آن شب آشفته حال به رخت‌حواب رفت. صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری کند. بنابراین بلند شد. لباسش را پوشید. به ساحل رفت و مرد جوان را یافت. به همراه او روز را به انداختن ستاره دریایی به داخل اقیانوس سپری کرد...

□□□

سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر درسردترین روزهای سال و با 32 فیلم در بخش مسابقه برگزار شد. این تعداد فیلم از میان حدود 90فیلم ساخته شده در طول سال انتخاب شده بود. با این حال در کنار بخش مسابقه سینمای ایران، بخش های نگاه نو و میهمان نیز امکان مرور سایر تولیدات را فراهم می ساخت. غیبت فیل‌سازان برجسته کشور در جشنواره امسال آن را از هیجان انداخته است. هر چند تکراری بودن سوژه ها و ضعف های تکنیکی و ارعاب در برابر گیشه، فیلم سازی در ایران را دشوار ساخته است. با این حال زایش نسل نو سینما و ورود فیلم‌سازان جوان با کارهای اول نشان از موج امیدواری است که در اوج نومیدی نیز می تواند چراغ راه ما باشد . همان حکایت آن مرد نویسنده.

□□□

تهران 1500

کارگردان: بهرام عظیمی، فیلم‌نامه: امیر مسعود علمداری و بهرام عظیمی، تهیه‌کننده: شرکت نسل اندیشه، محمد و عبدالحسین ابوالحسنی، بازیگران صدا:هدیه تهرانی، بهرام رادان، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفی‌نیا، مهران مدیری وحبیب رضایی.

«حوالی سال 1500، پیشرفت‌های پزشکی به حدی رسیده است که انسان‌ها می‌توانند تا 160 سال عمر کنند. اکبر آقا حالا نزدیک به 160 سال دارد و در آستانه‌ مرگ است. او از نوه‌اش نازی می‌خواهد تا درس خواندن در کره‌ ماه را ول کرده، برای کار مهمی راهی تهران شود...»

تهران 1500 یا با نام بین المللی « تهران 2121»نخستین فیلم تمام انیمیشن ایرانی است که درآن بازیگران زنده تبدیل به کاراکتر انیمیشن شده‌اند و به جای خودشان هم صحبت می‌کنند. یکی از ویژگی‌های مهم انیمیشن «تهران 1500» وجود انبوه بازیگران درجه یک سینما هدیه تهرانی، بهرام رادان، مهران مدیری، گوهر خیراندیش، مهتاب نصیرپور، محمدرضا شریفی‌نیا، حبیب رضایی و حسام نواب‌صفوی است. مهران مدیری در این فیلم نقش یک پیرمرد 150 ساله را بازی می کند که در آستانه مرگ از نوه‌اش (هدیه تهرانی) ـ که در کره‌ ماه درس می‌خواند! ـ می‌خواهد به زمین برگردد و اول ازدواج کند و بعد مدرکی را پیدا کند مبنی براین‌که او در دهه‌ 1360 در نمایش‌های سیاه‌بازی حضور داشته است. اکبر این گواهی را می‌خواهد برای این‌که آرزویش این است که در قطعه‌ هنرمندان به‌ خاک سپرده شود. نوه او با ورود به ایران گرفتار دردسرهای شهر تهران در چند دهه بعد می‌شود و یک راننده تاکسی پیکان (بهرام رادان) هم یک دل نه صد دل! عاشق این خانم می شود. در سال 1500 ربات‌ها در کنار مردم زندگی می‌کنند و آدم‌های پول‌دار می‌توانند با امکانات پیشرفته پزشکی تا 160 سال زندگی کنند! سبزی فروش دوره گرد سبزی را کیلویی 17 میلیون تومان می فروشد! حرکت ماشین های پرنده و رفت و آمد مکرر آن‌ها جلب توجه می کند و در این میان پیکان مدرنی را می بینیم که 116 سال پس از توقف خط تولیدش زمین و زمان را به هم می دوزد و بین کره زمین و کره ماه مسافرکشی می کند!و راننده اش فنر ها را می خواباند و ترانه کوچه بازاری گوش می دهد!

ایده پردازی بهرام عظیمی در طراحی خودرویی که نوستالژیای ایرانی داشته باشد و در عین حال مدرن و پر هیبت جلوه کند، خلاقانه و توام با ذکاوتی ستودنی است.

نقطه آغاز این پروژه به سه سال پیش برمی‌گردد که عظیمی برای نخستین بار ایده ساخت یک فیلم یا سریال بلند انیمیشن با حضور بازیگران مطرح سینما و تلویزیون را با مدیران شهرداری مطرح کرد و به سبب هزینه سنگین5/1 میلیارد تومانی آن قرار شد بخش خصوصی  درتامین 40 درصد آن مشارکت کند. 
اثر ایرانی

سینمای ایران در خیلی از زمینه‌ها به معنای واقعی کلمه فقیر است. گونه انیمیشن سینمایی جزو پروژه‌هایی بوده که سینمای ایران تا امروز تجربه چندانی در آن نداشته است. بهرام عظیمی و گروهش که سال‌ها قبل با خلق کاراکترهای دوست‌داشتنی و کارتونک‌های راهنمایی و رانندگی توانایی خود را در این زمینه ثابت کرده بودند، حالا آغازگر مسیری شده‌اند که به عقیده خود کارگردان، با توجه به همه سختی‌ها و پیچیدگی‌ها و عقب ماندگی‌ها، پتانسیل بسیار مناسبی برای پی‌گیری و ساخت آثار دیگر در آن وجود دارد.

روایت زمان آینده

افرادی که تهران 1500 را می‌بینند، ممکن تصور کند خودروهای پرنده این فیلم از فیلم «عنصر پنجم» آمده است. در حالی که عظیمی معتقد است: این تقریبا به یک باور جمعی تبدیل شده که در آینده ماشین‌ها پرنده می‌شوند و در خیلی از فیلم‌ها هم وجود دارد. واقعا نمی‌شود گفت الگوی مستقیم از فیلم خاصی داشته‌ایم.

در خلق ظاهری ربات‌ها، آن قدر مدل‌های مختلف در فیلم‌ها نمایش داده شده است که هر ایده‌ای هم که داشته باشید به هر حال مشابه با یکی از آن‌ها خواهد شد. به همین خاطر عظیمی می گوید که اصلا نمی‌توان ربات جدیدی خلق و ادعا کرد که این ایده‌ صد در صد اوریجینال است. با این حال فیلم تهران 1500خاصیت مهمی که دارد این است که کاملا ایرانی است؛ یعنی شما با یک فیلم آینده نگر ایرانی  روبرو می شوید.

حضور ستاره‌ها

از‌‌ همان ابتدا تصمیم این بود که از بازیگران مطرح دعوت و از چهره آن‌ها هم برای شخصیت‌های فیلم استفاده شود. کارگردان فیلم توضیح می دهد که آنان در ابتدا دو ساعت آمدند برای عکاسی که مدل‌ها و کاراکتر‌هایشان ساخته شود . یک نصف روز هم آمدند و دیالوگ‌هایشان را گفتند. دوباره بعد از سه سال آنان یک نصف روز دیگر آمدند و اصلاح دوبله‌شان صورت گرفت و در کل همکاری خوبی بود و خیلی خوب ازعهده دوبله‌ها بر آمدند؛ یعنی با وجود این که چندتایشان اصلا سابقه دوبله نداشتند خیلی خوب کار کردند و همه چیز در ارتباط با بازیگران درست پیش رفت.

طولانی شدن پروژه

این که چرا کارچند سال طول کشید سوالی است که پاسخ آن به بی تجربگی سازندگان کارتون در ایران برمی گردد.درست به همین دلیل نباید کیفیت این فیلم را با کارتون هایی نظیر«داستان اسباب‌بازی» مقایسه کرد و ایراد‌های تکنیکی گرفت. کارگردان فیلم اقرار می کند که: ما واقعا در تکنیک کار از خارجی‌ها خیلی عقب تریم. یعنی کیفیت تصاویر و نور‌پردازی و جان بخشی به کاراکتر‌هایمان در انیمیشن بدون تعارف خیلی ضعیف‌تر است. آنان۱۰۰ سال است که دارند انیمیشن می‌سازند...

□□□

سی امین پروازسیمرغ

جشنواره فیلم فجردر سردترین روزهای 13 سال اخیر، پرسروصداو با نمایش زنده شهرآورد پایتخت آغاز شد تا  معلوم شود که همه راه ها به رم ختم می شود و بدون فوتبال هیچ رویدادی جذاب نیست. امسال فیلم‌نامه ها متنوع بود وتعداد فیلم های حاضر در جشنواره سی ام فیلم فجر به خصوص در دو گونه سینمای سیاسی و انیمیشن جالب توجه بودند. مسابقه سینمای ایران ،مسابقه فیلم های اول ،آیینه سینمای ایران، بین الملل، سینمای آسیا،جشنواره جشنواره ها و فیلم های سه بعدی بخش های مختلف جشنواره امسال بود.

مروری سریع براسامی فیلم های بخش مسابقه و مضامین آن ها شمایی از جشنواره سی ام را نمایان می سازد:«سلام بر فرشتگان» ( فرزاد اژدری) تصور یک دخترک خردسال از مرگ ، « تلفن همراه رییس‌جمهور» (علی عطشانی) ایده جذاب و جسورانه، «یک سطر واقعیت» ( علی وزیریان ) مهاجرت مطبوعاتی ها،«خرس» ( خسرو معصومی ) و مصائب انسانی،«ضدگلوله»( مصطفی کیایی )تلاش ناکام برای شهادت،« برف روی کاج ها»(پیمان معادی) روابط زن و شوهری،«بی خود و بی جهت»( عبدالرضاکاهانی) تلواسه و سرگردانی در جابجایی خانه،« نارنجی پوش» (داریوش مهرجویی) تحول یک عکاس،« روییدن در باد» (رهبر قدیری) نوجوان درسخوان ایلیاتی،«بوسیدن روی ماه»(همایون اسعدیان) حکایت دو زن سنتی ،«بی خداحافظی» ( احمد امینی) زندگی رضا صادقی،«بیداری »( فرزاد موتمن) و حافظه از دست رفته،«چک» ( کاظم راست گفتار) دموکراسی و مدارا،«راه بهشت»( مهدی صباغ زاده )عشق در صدراسلام،«در انتظار معجزه»( رسول صدر عاملی ) قطار، نفرت و معجزه،«خوابم می آد» (رضا عطاران) عطاران ، عبدی و خداداد عزیزی!،« شورشیرین» ( جواد اردکانی)ضد انقلاب در کردستان،« گیرنده» (مهرداد غفارزاده) سعید راد و تنگنا،«زندگی خصوصی» ( محمدحسین فرح بخش )، افراط و تفریط،«ملکه »( محمدعلی باشه آهنگر) کندو و زنبورعسل! ،«یه عاشقانه ساده»(سامان مقدم) رومنس روستایی،«من و زیبا»(فریدون حسن پور) دوران سالمندی،«محرمانه تهران»( مهدی فیوضی) جاسوس بازی، « یک روز دیگر»( حسن فتحی ) پاریس وپولی که گمشده،«یکی می خواد باهات حرف بزنه» حکایت زنی که خانواده اش را در زلزله از دست داده است،« آمین خواهیم گفت»(سامان سالور) روستا و عبور از رودخانه، «پل چوبی»( مهدی کرم پور) روایت عاشقانه طبقه متوسط ،« پذیرایی ساده»(مانی حقیقی ) فیلمی در باره پول،« پله آخر»(علی مصفا)،«روزهای زندگی» ( پرویز شیخ طادی)روزهای پس از قطعنامه،«گشت ارشاد»( سعید سهیلی ) سه جوان به دنبال پول،«پرواز بادبادک ها»( علی قوی تن) درس خواندن در روستای دورافتاده و«یکی می خواد باهات حرف بزنه»( منوچهر هادی) روابط زن و شوهری.